نیمی از یک زن

  • سال ِ جدید که شروع شد ، یعنی خواست که شروع بشود ، به خودم قول دادم دلم را مهیای ِ ورود ِ حسی زیبا کنم.اما...
  • گاهی ادم گیج می شود و نمی داند او که امده است ، همان است که باید باشد و باید می امد؟! یا...؟!
شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ | 15:52 | یک زن | |

  • بهار آمده اما ، ز گل نشانش نیست...
چهارشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۴ | 13:51 | یک زن | |

  • برای بزرگی ات خدا , خواسته ام کوچک است.نیست؟!
سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 19:3 | یک زن | |

  • آخرین روزهای سال و خسته گی مضاعف من.
  • دلم گرفته .
  • قبل تر ها ته ِ ته ِ دلم یک لبخند کوچک ِ رنگ و رو رفته افتاده بود ، حالا همان را هم گم کردم.
چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 13:17 | یک زن | |

  • این روزها بیش تر از همیشه به همراهی یک همراه ِ گرم ِ خوب ِ مهربان ِ قوی محتاجم.
  • از بسم الله اول نمازهام تا انتهای سلام ، اشک می ریزم و بیش از همیشه دست به دامان لطف خدایم.
  • این روزها دلتنگم.
  • این روزها دلم سفر می خواهد.
  • این روزها یک خواب آرام ِ طولانی دل و جسم و جانم طلب می کند.
  • این روزها یک صبح خوب و یک شب ِ خوب تر می خواهم.
  • این روزها برای خانواده ام دلم عجیب گرفته و کاری از من بر نمی آید.
  • این روزها از خدا خیلی خواسته دارم.
  • این روزها اما ، خدایا! عجیب امیدوارم به لطف و عنایت تو.
جمعه هفدهم بهمن ۱۳۹۳ | 12:41 | یک زن | |

  • دلم به هیچ چیز خوش نیست.مدت هاست...
سه شنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۳ | 22:25 | یک زن | |

  • دلم می خواست حرف قشنگی برای دل خودم لااقل می داشتم اما ندارم...

 

چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ | 15:53 | یک زن | |

  • چه سردی ِ بی پایانی!
سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ | 19:15 | یک زن | |

  • من اما دلم معجزه می خواهد.پس خداوندِ گلستان کننده ِ ی ِ آتش، کجاست؟!
جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۳ | 17:33 | یک زن | |

  • یک شیرینی ِ خانگی ِ خاص ِ خوشمزه درست کرده ام، فقط به خاطر ِ تو.که وقتی دخترک را آوردی ، بدهم دخترک بدهد به تو.
  • یادم مانده هنوز که شیرینی را از تمام مزه های دینا بیش تر دوست داری.
  • هیچ وقت اما ندانستم چرا به تلخ کردن ذائقه ی من قانع شدی!
  • مهم نیست.من همچنان دوستت دارم.باور می کنی ؟!
  • هنوز هم نادانم می بینی؟!..

 

 

جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۳ | 17:25 | یک زن | |

  • با بغض کلید رو توی در می چرخانی.در که باز شد بغضت هم می ترکد.راه گریستن بازشده.
  • دخترک خانه نیست .پس نگران اشک هام نیستم.
  • با اشک نان ها را برش میدهم.
  • با اشک میوه ها را میشورم.
  • با اشک خرید ها را داخل یخچال و کمد ها جا به جا می کنم.
  • با اشک و زیر لب به خدا غر می زنم که اگر دوستم داشتی این همه تنها نبودم...
چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳ | 19:46 | یک زن | |

نه من قصه‌اَم

نه تو قصه‌نویس؛

پس این‌همه تعلیق برای چیست؟!  1

1.سیدرضا کاظمی

  • مدت هاست حرفی برای گفتن و نوشتن ندارم. 
  • چشم هایم خسته اند و منتظر بسته شدن.از انتظار خسته اند. 
  • دلم روزهای ِ بهتری می خواهد. بهتر از این روزها. 
  • حتما روزهای ِ بهتری هم دارد خدا.
دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳ | 15:23 | یک زن | |

  • لعنت به دلی که آرام نمی گیرد هرگز!
سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۳ | 19:26 | یک زن | |

پاییز و دخترک کلاس اولی من و من و...

شنبه دهم آبان ۱۳۹۳ | 14:31 | یک زن | |

 

  • دلم لعنتی تر از این حرف هاست...هیچ چیزی توی مخ اش فرو رفتنی نیست.
  • یک لحظه تصور می کنم دل اصلا مخ داشته باشد!!
جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۳ | 23:32 | یک زن | |

چشم هایی پر از خواب ، خسته از  سال ها رفتن و نرسیدن...

چهارشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۳ | 15:53 | یک زن | |

  • ........
  • ..........
  • ............
  • ...................
  • .........
  • ...
  • ..............

من، اسبِ وحشی

تو، مرتعی سر سبز.

رامَم نکن با بوسه‌هات،

آرامَم کن!

سید رضا کاظمی

سه شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۲ | 22:30 | یک زن | |

  • ...
  • ...
  • ...
  • ...

 

چمدان‌اَت را بی‌هوده نبند!

 

هیچ قطاری

برای بُردنِ زنی که عاشق است هنوز

توقف نمی‌کند!

سید رضا کاظمی

شنبه سوم اسفند ۱۳۹۲ | 19:49 | یک زن | |

  • ...
  • ...
  • ...

این‌روزها غمگین‌اَم

آن‌قدر که انگار

قایق‌اَم شکسته

منْ مانده

تو غرق شده باشی!

۱.سید رضا کاظمی

جمعه دوم اسفند ۱۳۹۲ | 1:22 | یک زن | |

  • ...
  • ...
  • ...
  • ...

 

و کاش پشتِ انبوهِ خاکستری پنجره
زنی‌ را می‌‌دید
ایستاده بر آستانه ی فصلی سرد
که مثلِ فروغ
بوسه می‌طلبید
و باران
و آغوشی بی‌ قرار
و کاش خاطره ی باغِ
از هجوم هیچ کلاغی نمی‌ترسید

کاش هیچکس نمی‌ترسید

نیکی‌ فیروزکوهی

جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ | 12:52 | یک زن | |

www . night Skin . ir